واکنشهای طاش و ادبیات شهردار اسبق مشهد به گفته شاهدان تماشایی بوده است!!
بهرحال طرح کاشیکاری گنبد از دکتر دانشدوست است. هنگامی که چند رج اولیه گنبد در حال کاشیکاری بوده است دکتر عکسی تاریخی از گنبد پیدا میکند که نمونه هایی از طرح اصلی کاشیکاری در آن دیده میشود . به سرهنگ اصرار میکند که بیایید طرح من را جمع کنید و بر اساس طرح اصلی طرحی دوباره طراحی و اجرا شود که آن مدیر قبول نمی کند! چرا که شاه هر سال عید مشهد مشرف میشد! - چقدر ساده تاریخ تکرار میشود- و از بس دارو بستهای این پروژه مانده بود شاه با همین لفظ به مدیر پروژه میگوید: این چوبها چرا سبز نمی شود!! - و تنها همین جمله باعث میشود که هول برشان دارد و حاضر به تغییر طرح کاشیکاری گنبد نشوند.
تغییر جالب دیگری که دکتر به آن اشاره داشت این بود که ازاره صحن مسجد در همان زمان عوض میشود. ازاره اصلی - در آن زمان - ا زسنگ هرکاره بوده است که آقایان هوس میکنند کاری کنند و میخواهند سنگ جدیدی اجرا کنند. دکتر در بدر دنبال سنگی نزدیک به همین رنگ میگردد . شهرها را زیر رو میکند و در تهران سنگ همرنگی با این رنگ پیدا میکند. رنگ سنگ هرکاره خاکستری است و برش که میخورد به تیرگی مایلتر میشود. وقتی از سفر برمیگردد میبیند از اصفهان سنگ گرانیت!! خریده اند و دارند سنگ ازاره را اجرا میکنند.!
سومین تغییر - یا به تعبیر دکتر فاجعه !- این بود که مقرنسهای ایوان قبله که تنها روی یالها با رنگ زرد نقاشیهای خیلی کمرنگ ومختصری داشت و باعث میشد که کل حجم مقرنسها از دور به زیبایی سفید میزد . به هنر همان سرهنگ با رنگ تیره ای پوشانده میشود ! که الان هم همین رنگ را شاهدیم. و نیز به بهانه شکستن چندتا از سنگهای کنار محراب - که سفید ملیح و شیری بود و باعث میشد لاجوردی کاشیکاری محراب به زیبایی خودنمایی کند - همه کفسازی سنگی جمع شده و از سنگهای سبز رنگ فعلی که کرمانیست کار کنند . البته محصول این تغییر به اعتقاد دکتر اصلا هارمونی و قشنگی ندارد و سبز کف با لاجوردی کاشیکاریها اصلا جورنیست!
چهارمین تغییر این بود که باز هم با عجله خواستند کاشیکاری کتیبه دور صحن را عوض کنند. در طرح اصلی سوره جمعه از کنار - به گمانم - سمت شرقی ایوان قبله شروع میشد و تا ابتدای لبه شرقی ایوان سمت مقبره حضرت پایان میپذیرفت و مجددا سوره تبارک از لبه غربی ایوان سمت مقبره حضرت شروع میشد و تا لبه غربی ایوان قبله تمام میشد! ولی آقایان الان طوری اجرا کرده اند که هر دو بسم الله دو سوره وسط کتیبه - نزدیکی ایوان شرقی و غربی قرار داد و نظم مشخصی مشاهده نمیشود.
نمیدانم با این همه تغییر میتوان هنوز هم به مسجد گوهر شاد استناد کرد.
به گمانم اگر گنبد در اندازه اصلی ساخته میشد . نوک گنبد هنگامیکه شما زیر ایوان سمت مقبره میایستادید مانند الان قابل مشاهده نبود.
یکی از حاشیه های یکی ا ز جلسات دیروزم خاطره ی جالبی بود و تلخ .
میگویند زمانی که فرح پهلوی سفارش ساخت ساختمان فعلی شماره دوی صدا و سیمای خراسان - واقع در خیابان امام خمینی فعلی را به یک معمار خارجی - که احتمالا پیانو بوده است - داد یک شرط مهم برای او گذاشته شد و آن اینکه چون بافت پیرامون حرم مطهر و خیابان ارتفاع طبقاتش کم است برای احترام به بافت شهر و مجموعه حرم مطهر . معمار موظف است بجای ارتفاع به عمق برود ! که محصول آن همین ساختمان فعلی است با نزدیک به دو طبقه زیر زمین . !
این داستان حتی اگر صحت نداشته باشد ما ر ادر برابر ساخت غولهای بی شاخ و دم در مجاورت و دوقدمی حرم مطهر شرمنده میکند. همین هفته پیش بود که به درخواست معاون شهرسازی و موافقت شهردار ساختمان ۱۴ طبقه مدینه الرضا - که چسبیده به ورودی بالاخیابان حرم است - پلمب شد و موظف شد تا گنبد زشت رستوران بامش را اجبارا حذف کند .
واقعا از نظر مای شهرسازی و مای مدیریت شهری ! حرم مطهر چه فرقی با یک قلک دارد!؟
و خبر بدتر ....
شنیده ام میخواهند به خاطر همین چشم و هم چشمی های نژند و پلشت ساقه گنبد طلا را ۱۴ متر مرتفع تر کنند!!!!!!!
خدایا چه دارد برسر این معماری می آید !
بیچاره دانشجویان فردایی که جز زشتی مطلق سیاه مشقی نخواهند یافت. با ید نگذریم.و نگذاریم.
آشپزخانه هایمان با مصالح معماری ، از پرخوان(Parkhan) بهره می گرفت . با آمدن تکنولوژی جدید ، کابینت سازی ، تقریبا این وظیفه را هم از معماری گرفت .
آشپزخانه هایمان دیگر به سختی تنور را یادشان می آید . چرا که بعد از تنور گاز آمد و امروزه معماری بایستی خودش را برای آشپزخانه بدون گاز آماده کرده باشد. تکنولوژی با مایکرو فر معماری را از آشپزخانه بیرون کرده است . هواکش آشپزخانه – که در لهجه بیرجندی به آن خول khool گویند – هم از یک عنصر عمودی و خوانای معماری ثبدیل به یک داکت و هود شده است .
پشت بام در گذشته محل خشک کردن پوست خربزه و ... بود ولی امروزه آیا واقعا شهروندان ارتباطی حتی در همین حد هم با بام خانه های آپارتمانهایشان دارند؟
گذشته معماری ما با زباله چکار داشت ؟ و امروز زباله چه بسر معماری ما آورده است؟
کلمه معنی دار خانه پسوند فضاهایی بود که با آمدن یخچال با معماری خداحافظی کردند. مانند شربتخانهِ البته یخچال فضای سرداب را هم از گزینه های معماری سنتی مان حذف می کند.
فضاهای ذخیره و انبار در خانه های اعیانی تر مانند صندوقخانه تبدیل به فضای نقلی یک در سه شد که نام انباری را یدک میکشد.
خانه ها - خصوصا در مطالعه من در بافت قدیم بیرجند و سبزوار - کمتر حمام دارند . حمام مخصوص خانه های خیلی اعیان است . اما با آمدن لوله کشی به خانه ها - مثلا در دهه ۱۳۱۰ به بعد در بیرجند - حمام به خانه ها می آید و در یک نمونه موردی جالب اولین حمام با لوله کشی گرمایشی از کف حوالی سالهای ۱۳۳۵ توسط مرحوم محمد حسین انتظاری در خانه شخصی اش در بیرجند اجرا شد که به گمانم هنوز هم وجود داشته باشد. حمامها گاه در سرداب و یا صندوقخانه ها اجرا میشوند و معماری سنتی خانه ها خودشان را با آمدن حمام تطبیق میدهند.
بهار خواب دیگر در معماری ما ردپایی ندارد. بالاخانه تبدیل به بالکن شد ِ سپس آنقدر مینیمال شد تا امروز به بزکی در نما تبدیل شده که بنگاهی ها به آن تراس می گویند.
امروز تکنولوژی پارکینگ را به معماری تحمیل کرده است. شوتینگ , درهای اتومات , آیفونهای تصویری , bms , ماشینهای لباسشویی و ظرفشویی ؛ انواع وسایل ریز و درشت آشپزی – یا بهتر بگویم پلوپزی و کیک پزی و... – تخت و مبل و همه و همه معماری را کاملا تابعی ا ز خود کرده است .
معماری بهتر است برای آینده خود راهی بهتر را برگزیند. راهی که معماری را مسحور تکنولوژی ننمایاند.
کار مجازی , elearning , ecommerce و ... قطعا معماری متفاوتی را خواهد خواست. و حتی شهرسازی و تبعا ترافیک متفاوتی در پیش خواهد بود.
همایش هم در نظم اجرا و هم در محتوای مطالب چندان به لم نچسبید. اکثر جماعت روشنفکر دور از اجرایی بودند که شاید بیست بار هم دورهم بنشینند تاثیرگذار نباشند.!! همایش مشخصا مطالعاتی بود و ارائه ها هم گاه ادبی بود. گاه تاویلی بود. و البته گاهی هم تحقیقی! به نظر بنیاد ایرانشناسی راه را غلط میرود. این نوع مواجهه با آنهمه تبلیغات مفصل بیرونی مطابقتی ندارد و عملا داخل همایش خیلی خالی تر از تبلیغات بیرونی اش بود.
نظر من این بود. شاید هم اشتباه کرده باشم.!
مهمترین پروژه نورپردازی امسال شهرداری .ان شاء ا... نورپردازی محور ها از جمله محور وکیل آباد خواهد بود.
- روز معمار گذشت و اختلافات داخلی معمارها و باندهایشان مجال اندیشیدن به معماری به عنوان مجالی برای زندگی بهتر را از مردم گرفت.
- روز معلم با تبریکهای شاگردان سابقم و اظهار لطفشان د رمن زنده شد. مناسبتی که با خون شهیدی صادق گره خورده و روز به روز از او فاصله میگیرد و تبدیل به کارناوال میشود!
- روز کارگر و ناهمخوانی اش با روز معلم کم بود که امسال روز پرستار هم به آن اضافه شد و ملغمه ای از تمجیدها ی نامربوط و تصنعی سه قشر معلمان کارگران و پرستاران را شامل شد . ادبیاتی نوشتن روزنامه ها در بافتن و چسباندن این سه مناسبت بهم هم عالمی دارد.
روز ۸ اردیبهشت را در تقویم مشهد به خاطر بسپارید. اولین گزارش رسمی پیشرفت مدیریت طرح طرح ساماندهی تبلیغات محیطی در این روز به کمیته راهبری گرافیک محیطی و مبلمان شهری مشهد ارائه شد. بهمن عظیم تبلیغات محیطی مشهد بعد از سه سال یخبندان ظاهرا قرار است با فرارسیدن فصل گرما تکان هایی بخورد. برای این پروژه مهم دعا کنید .
خوشبختانه توانستم پیش نویس لایحه "مدیریت محصول نگر " بر اساس ایده اصلاح الگوی هزینه کرد اعتبارات عمران شهری را به مناسبت سال اصلاح الگوی مصرف تهیه کنم. این لایحه تازه وارد سیکل اداری شده دعا کنید تا قبل از پایان سال!!!!!!!! و هزینه شدن شلخته اعتبارات مربوط . این لایحه تصویب و اعمال شود.
- در روز معمار به چه باید پرداخت؟ ( که امسال روح دانشجویی حاکم بر همایش جنبه کارگاهی - آموزشی آن را بیشتر کرد و طبیعتا دیگر محملی برای فارغ التحصیلان و متخصصان - همان سال بالایی های سابق - نبود.) در روز معمار میتوان به مسایل مهمی که بر کیفیت معماری مشهد و ایران سایه انداخته اشاره کرد تا حداقل گفتمان بهتری برای آینده شکل گیرد.
- رغبت انجمن صنفی مهندسان معمار مشهد به برگزاری همایشی تقریبا تجاری در اواخر سال ۸۷- با ورودی های گران و با آوردن اسامی ای که بقول سینمایی ها گیشه را تامین کند ولی دردی از معماری مشهد دوا نکند. - امید اندک آدمی را به اینکه این انجمن مدعی العموم استیفای حقوق مهندسان معمار و شهر از دو سو برای رسیدن به شهری معمارانه تر و معمارانی اثرگذارتر باشد را به یاس بدل نمود.
- شاید بتوان گفت مهمترین معضل فعلی معمارها نداشتن نظام مهندسی معماری است. تنهاراه برای دیالوگ موجه و قاطع با نهادهای متولی مانند وزارت مسکن این استقلال است. نظام مهندسی با وضعیت فعلی اهرم جمعیتی و میزان معمارها د رآن توان ایفای این نقش را ندارد.
به زودی این محوطه افتتاح خواهد شد.
به نظر میرسد در تفکر مدرن که هنوز حداقل در طرحهای شهری ما رسوب کامل دارد . اعتقاد به تفکیک کاربریها همچنان وجود دارد. در حالی که انسان همانقدر که درکار جدی است میتواند در فرهنگ انسانی- اسلامی خود را با کار پالایش کند . کمال یابد و حتی تفریح کند. سابقه ذهنی غربیها در معادله "کار= شرواجب " و نیز معادله " وقت غیر کار=اوقات فراغت " منجر به کاربریهای مشخصی شده است. تا تقاضاهای محصول این تقسیم بندی پاسخ داده شود.
در حالی که در شهر مسلمانان خصوصا د رسابقه قبل از آشنایی مسلمانان با اروپای بعد از رنسانس میبینید که فضایی مانند میدان در شهراهی ایرانی جایی ندارد.تعجب نکنید ! واقعا غیر از نقش جهان که حاصل تعاملات احتمالی شاه عباس با اروپاییهاست آیا ما میدانی با عملکرد بومی اجتماعی داریم.
خیابان هم به همین ترتیب . خیابان در شهر ایرانی - به عنوان یکی از گزینه های جدی شهرسازی نزدیک به مفاهیم اسلامی- بیشتر مسیری برای رسیدن به طبیعت خارج شهر است تا پاتوق مغازه ها .

